کارنامه نويسنده    پيامهای نوين    پرسش و پاسخ    کتابها    داستان-شعر-مقاله-ترجمه    تالار گفتگو    بخش دانمارکی    برگ نخست   

عنوان:                              
پرسش شما:
نام:       ای.ميل / وب لاگ / وب سايت:
* * *

   بازگشت روح يک مرده 13-02-2006 دوشنبه ۲۴ بهمن ۱۳۸۴  


پرسش:

salam, arash jan
man shahram hastam ... mozahem e hamishegi

Omidvaram ke halet khub basheh va dar panah e Hagh hamisheh salamat va movafagh bashi .... baz ham sharmandeh ... Arash jan ye moshkeli baraye yeki az aghvamam pish oomadeh ke mikhastam az to dust e khubam komak bekham
zan baradaram ye moshkeli dasht ke man mozahem e shoma shodam Arash jan .. zan baradaram ye pesar ameh dashteh ke 2 sal pish be dalilii fot kardeh va rahmat e khoda rafteh .. hala bad az 2 sal ke az fot e oon migzareh chand vaghti e ke har shab be khab e zan baradaram miad va be oon migeh :" Marjan chera nemiai inja man barat ja amadeh kardam ... " va az in chiz ha ...
hata in khab ro na yek bar balkeh chandin bar mibineh ...
yani misheh begii 2 hafteh iii hast ke har shab az in joor khab ha mibineh ... hala kheili mitarseh ... akheh shenideh ke khab e mordeh didan va in ke mordeh biad be khab e adam va bekhad oon ro ba khodesh bebareh kheili khub nist ...
hata in ghadar ruhieh e in zan baradarm kharab shodeh ke digeh faghat fekr e mordan mikoneh ... taghriban nesbat be zendegi na omid shodeh ......

hala mikham ye jooori ke khodet miduni komakam koni ...vaghen bad vazi shodeh
be har hal man azet mazerat mikham man har vaght dard e sar daram mozahemet misham .. khosh hal misham agar in bar ham man ro rahnamaii koni ... chon too in mored man faghat to ro mishnasam va dusti be khubi e to nadaram
be har hal man ro bebakhsh montazer e javab hastam ...
in shalah ke betunam ye joori jobran konam
pas ta bad
Shahram Naderi ... Esfahan ..84/08/29

پاسخ:

دوست خوبم شهرام جان،
بیش از دو ماه است که این پرسش را برایم فرستاده اید اما تا حال وقت نکردم پاسخی برای شما بفرستم، هر چند الآن در نامه ی شما مشاهده می کنم که مشکل زن برادر شما به پاسخ اضطراری احتیاج داشت و یا دارد! بالاخره سعی می کنم ایشان را راهنمایی کنم.

اولاً متأسفم از اینکه پسر عمه ی زن برادر شما 2 سال پیش فوت کردند.

در جامعه های مدرن پس از اینکه شخصی فوت می کند خانواده و آشنایانِ او برای خداحافظی و احترام به آن فرد مراسمی را اجرا می کنند. اما اگر این شخص رابطه ی خاصی با فردی از مثلاً اعضای خانواده داشته باشد، همیشه مراسم کافی نیست و به همین دلیل او حس می کند بخوبی از آن فرد خداحافظی نکرده و او را به آن عالم دیگر نسپرده است.

البته این مسئله در بین افراد "زنده" ی این-جهانی هم وجود دارد. برای مثال اگر شما مهمانی بروید و در هنگام ترک مهمانی با افراد آن خانه به خوبی خداحافظی نکنید حس بدی به شما دست می دهد و شما را مجبور می کند تا دفعه بعد که اعضای آن خانه را ملاقات می کنید از آنها در این مورد پوزش بخواهید.

مثال های مختلفی می توان در این مورد آورد. بعضی افراد با اینکه رابطه ی نزدیکی نیز با شخص فوت کرده ندارند به هر دلیل عکس العمل سخت و دردناکی را بروز می دهند و ممکن است حتی سالها پس از ماجرا مسئله را از یاد نبرند.

من شخصاً زن برادر شما و پسر عمه اش را نمی شناسم و نمی توانم بطور دقیق بگویم که چرا پس از دو سال این ماجرای خواب دیدن زن برادرتان اتفاق افتاده است. تنها می توانم راه حلی را پیشنهاد کنم تا شاید برای ایشان مورد استفاده قرار گیرد و او را از این رنج آسوده کند.

راه حل:

به خانم برادرتان بگویید این خواب هایی که ایشان درباره پسر عمه شان می بیند هیچ عجیب و غریب نیستند و تنها او نیست که چنین خواب هایی دیده است.

زن برادر شما باید به نحوی با پسر عمه اش ارتباط ایجاد کند و از او برای همیشه خداحافظی کند. هیچ هم نباید سعی کند که به پسر عمه اش بفهماند که خودش زنده است و او مرده، چنین توضیحاتی برای روح آدمی که مرده است قابل درک نیست.

به این سبب او باید سعی داشته باشد مانند دوستی که فرسنگ ها از او دور است نامه ای بنویسد ولی در این شرایط نباید دنبال جواب نامه باشد. به هر حال پسر عمه حتماً توضیحات او را درک خواهد کرد.

نامه را باید نخست یکی دو شب زیر بالش خوابش گذاشته و بر روی آن بخوابد، سپس آن را بر سر قبر پسر عمه برده و آن را از رو بخواند. هیچ احتیاجی هم نیست که این کارها را به تنهایی انجام دهد. پس از خواندن باید نامه را به نحوی از بین ببرد، البته بهتر است آن را بسوزاند تا پیمانی را که با پسرعمه ی خود بسته به دست کس دیگری نیفتد. پس از این کار هر دعایی را هم که می خواهد می تواند در دل خود بخواند و در آخر از پسر عمه ی خود برای همیشه خداحافظی کند.

این نامه باید طولانی ( چند صفحه) باشد تا زن برادرتان بتواند همه ی آنچه را که در دل دارد در آن توضیح دهد. هر رابطه ای که این دو فرد با هم داشته اند می تواند در این باره کمک خوبی باشد. با آرامش کامل نامه را بنویسد و هیچ ترسی هم به دل راه ندهد.

برای مثال می توان نوشت: ... پسر عمه ی خوب و نازنینم خیلی خوشحالم که توانستم بار دیگری شما را ملاقات کنم تا بتوانم بخوبی از شما خداحافظی کنم برای اینکه ...

و در آخر نامه می تواند توضیح دهد که: ... همه انسانها بالاخره یک روزی این جهان را ترک می کنند و به سوی جهانی که تو در آن هستی می آیند و ...

خوب است زن برادرتان تا چند مدتی پس از نوشتن نامه و انجام کارهای ذکر شده، خود را با خواندن شعر سرگرم کند؛ مثلاً دیوان حافظ و رباعیات خیام.

-------

اگر حال زن برادر تا زمان دریافت نامه ی من به او خوب شده است، باز باید این کار را که در بالا توضیح داده ام به عمل برساند تا دفعه ی دیگر بحران، ترس و یا خواب های ناخوش نبیند. بالاخره با این کار می تواند خیلی صمیمانه و دوستانه از پسرعمه ی خویش خداحافظی کند.

به زن برادرتان سلام گرم مرا برسانید و به او بگویید که گوش به حرف های خرافی این و آن ندهد. دستورِ عمل و نسخه ای را که من برای او نوشته ام یک تکنیک چند هزار ساله است و با خرافات از زمین تا آسمان فاصله دارد.

به امید موفقیت برای همگی شما بخصوص زن برادرتان و پسر عمه ی ایشان
آرش