| کارنامه نويسنده پيامهای نوين پرسش و پاسخ کتابها داستان-شعر-مقاله-ترجمه تالار گفتگو بخش دانمارکی برگ نخست |
![]() |
![]() |
| نسل برهنه و بدون هر گونه افتخار 05-04-2005 | سه شنبه ۱۶ فروردين ۱۳۸۴ |
نسل برهنه! نسلی به دور از هر گونه افتخاری کدام نسل است؟
پاسخم به ایشان: از یک نظر می شود گفت که در جوامع مدرنِ امروزی هر نسلی باید دوباره و دوباره از نخست شروع کند. عصر طلایی را بگذراند، بالغ شود و مسئولیت به عهده گیرد. دیگر مانند قدیم «سنت پایداری» از دست پدر به پسر نمی رسد. انسان امروز انسان فردی است. خود باید جهان خود را کشف کند، گزیند و بکار برد. انقلاب فرانسه آفریننده ی چنین تفکری بود. به این دلیل دیگر همیشه اسبهای سفید از اسبهای سفید زاییده نمی شوند. متفکران، فیلسوفان، هنرمندان مرجع های تقلید و یا پیشگامان می توانند از هر قشری در جامعه بوجود آیند. پس به این ترتیب می توان گفت که در جامعه ی ما نسل برهنه از نسل پیش از خودمان شروع شد. از کسانی که انقلاب کردند ولی هنوز وابسته به سنت بودند. سنت شکستند ولی جلوی سنت شکستن فرزندانشان می ایستند. در اینجا باید به خاطر داشت که جوانان پاک اندیش و دور از پیش قضاوتی های بی جا در هر عصری که هستند در حین آموختن ساختمان جهانی و فرهنگیِ خود محدود هم می شوند و با به کار بردنِ ایدوئولوژی ها و اجرای تفکرشان در جامعه محدودیت خود را حس می کنند اما به روی خود نمی آورند. محدودیتی که آنها را با ایجاد تنها یک روش و ساختمان، یک حقیقت و بینش از رویاهای تفکر نوجوانیشان دور می کند. کلاً جوانانِ چنین جامعه ای در راه کسب سرنوشت فردی خود آزادی و عدالت می خواهند. این آزادی همان انقلاب همیشگی است که باید زنده باشد و نگهداری شود. اما مشکل آن است که در چنین انقلابِ همیشه زنده ای باید فرهنگ و پایه ها و سنت خود را هم حفظ کرد. این دوگونه قدرتی که هر یک در مسیر خود هستند و در واقع مخالف یکدیگرند مانند کودکی می ماند که باید آن را همیشه در زیر نظر داشت. کودکی که به دلیل کشمکش متفاوت این دو قدرت هیچ وقت رشد نمی کند و به همین دلیل همیشه دلیر و جوان می ماند. اگر بتوانیم تعادل این قدرت جوان را حفظ کنیم، یعنی در یک زمان هم از دلربایی جوان بودن لذت ببریم و هم اینکه آن را به راهی هدایت کنیم که بُرش، مفهوم و کاربرد اجتماعی دارد، جهان ما بسیار زیبا می شود. اما نباید فکر کنیم که روزی به یک ایدآل می رسیم و تمامی مشکلاتمان را حل می کنیم. در واقع همان کوشش همیشگی و لحظه به لحظه ی ما است که فرهنگمان را پایدار نگه می دارد و نه ایدآل هایی که مطلق می شوند و یا دموکراسی هایی که فاشیستی می شوند. انقلاب همیشه اژدهای زنده ایست که بدون کنترل آن هم خود نابود می شویم و هم آن را از دست می دهیم. به نظر من مشکل اساسیِ مثلاً اپوزیسیون کشور ما چه در ایران و چه در غربت آن است که عده ای می خواهند انتقامِ شکستِ انقلابِ مردم سالاری خود را از آنهایی که بعداً حکومت را بدست گرفتند بگیرند. و آنها نیز برای حفظ قدرت بدست آمده چنین و چنان می کنند. به این دلیل هر گونه اقدام و کوششی که از طرف جوانان و آیندگان این دیار که جزو این دو گروه نیستند انجام می گیرد به گرایشهای این دو گروه خلاصه می شود. جوانان دلپاکی چه در ایران و چه در غربت که برای کشور خود حتی حاضر به فدا کردن جان خود هم هستند به هر کاری که دست زنند یا حکومت فعلی آنها را اجنبی پرست می داند و یا اپوزیسیون آنها را جاسوسِ حکومت. در این میان است که قدرت عظیم جوانان کشورمان در این جنگی که از کینه های این دوگروه بزرگ سیاسی لبریز است، له و لورده شده، می سوزد و از بین می رود. البته من سعی خود را می کنم تا نگذارم عاقبتمان چنین شود. هر که دوست دارد می تواند با من و جوانان کشور خود همراه شود. به این وجود از همگی دوستان خواهشی داشتم. بیایید و با در نظر داشتن زاویه دیدی که در بالا ذکر کردم مشکلات کوششمندان جوان را هم درک کنیم. محمد طه جان به نظر من نسل برهنه و بدون هر گونه افتخار آن نسلی است که دارد تحول اساسی ای را در خود می آفریند تا روشهای جدیدی را پیدا کند... آرش |
|