کارنامه نويسنده    پيامهای نوين    پرسش و پاسخ    کتابها    داستان-شعر-مقاله-ترجمه    تالار گفتگو    بخش دانمارکی    برگ نخست   

  جشن سده 30-01-2007 سه شنبه ۱۰ بهمن ۱۳۸۵  
 
مقاله ای در پرسش مدیر رادیو پیوند کپنهاگ، آذر خانم، در مورد جشن سده:
 
 
جشن سده
یا
سور پیدایش آتش
 
Teheran Atashkadeh
 
یکی روز شاه جهان سوی کوه
گذر کرد با چند کس همگروه
پدید آمد از دور چیزی دراز
سیه­رنگ و تیره­تن و تیزتاز
دو چشم از برِ سر چو دو چشمه خون
ز دود دهانش جهان تیره­گون
نگه کرد هوشنگ با هوش و سنگ
گرفتش یکی سنگ و شد تیزچنگ
بزور کیانی رهانید دست
جهانسوز مار از جهانجوی جست
برآمد از سنگ گران سنگ خُرد
همان و همین سنگ بشکست گرد
فروغی پدید آمد از هر دو سنگ
دل سنگ گشت از فروغ آذرنگ
نشد مار کشته و لیکن ز راز
ازین طبعِ سنگ آتش آمد فراز
جهاندار پیشِ جهان­آفرین
نیایش همی کرد و خواند آفرین
که او را فروغی چنین هدیه داد
همین آتش آنگاه قبله نهاد
بگفتا فروغیست این ایزدی
پرستید باید اگر بخردی
شب آمد برافروخت آتش چو کوه
همان شاه در گرد او با گروه
یکی جشن کرد آن شب و باده خورد
سده نام آن جشن فرخنده کرد
ز هوشنگ ماند این سده یادگار
بسی باد چون او دگر شهریار
کز آباد کردن جهان یاد کرد
جهانی به نیکی از او یاد کرد
 
پیدایش جشن سده در فرهنگ ایرانی با دوران ها و همراه با آفرینش های گیتیانه ­ی شاهان اساطیری برای مردمان خود، پیوند خورده است. در مرور زمان و بین پارسیان این جشن با گاهشماری ها و حرکت ستارگان به فصل و روزی از ماه که 10 بهمن باشد، تطبیق داده شده است.
 
البته باید در نظر داشت که مراسم این سور و جشنِ پیدایش آتش بین برزگران، پیشه وران و خصوصاً پادشاهان که نگهدارنده ی پایه ی فرهنگی-آیینی مردم خویش بودند از تفاوت های بسیاری برخوردار بوده است.
 
معمولاً پیدایش این جشن را بنا بر شاهنامه فردوسی، همچنان که آن را در بیت های بالا مشاهده کردید به دوران پادشاهی هوشنگ پیشدادی نسبت داده شده است. شاهان پیشدادی، کیومرث (و پسرش سیاوش)، تهمورث و هوشنگ از نخستین شاهان غول پیکری هستند که در هبوط خویش از آسمان ازلی بر سر کوه ها و زندگی زمینی، فرآوردها و ابزارهایی را نیز برای انسان بوجود آوردند تا به انجام آوردن و آفرینش روح در ماده ایجاد گردد. هوشنگ آتش را که روح لجوج و خودسری است، مهار کرده و از آن مانند روان نگهداری می کند و آن را قبله قرار می دهد. در میان زرتشتیان آتش از آذرخش آسمان گرفته شده است.
 
Azarakhsh
 
      این پادشاهان، در این راه، می­بایست با خدایانی که از این امرِ زمینی شدن بیم داشتند جنگیده و مقاومت نشان دهند. چون این خدایان باستانی خواستار همیشه ازلی بودن خویش و پسران غول پیکرشان بودند و از هبوط آنها بر زمین بیم داشتند. به این دلایل و در قالب اندیشه ی معرفت­شناسی انسان، این خدایان باستانی اهریمنی گشته و خدای یکتایی جایگزین آنها گشت. در اساطیر ملل دیگر، از جمله در تورات و داستان آفرینش اساطیر مصری و یونانی، هبوط نخستین پادشاهان غول پیکر به دلیل عشق ورزیدن ایشان به زوج مونث یا دختران زمینی بوده است.
      به این دلیل هوشنگ پیشدادی و یا پرومته ی یونانی در پیش حسادت خدایان باستانی ایستادگی نشان داده و انسان را به سوی زندگی گیتیانه راهی می­کنند. هوشنگ و پرومته را می توان به این جهت همانند مار در بهشت دانست که خوراک زمینی را به حوا پیشنهاد کرد. البته خدای یکتا نیز با انسان قول و قرارهایی می بندد تا او نیز منشأ الهی خویش را فراموش نکند، ولی از اینکه او میوه ی بهشتی را خورده و به راز و رمز خدای یکتا آگاه شده است بیم دارد و همچنان که در دیدگاه های مذهبی مشاهده می شود روز قیامتی نیز در آخر زمان خواهد آمد تا انسان را دوباره به آن حالت ازلی نخستین و بدور از هر گناهی نگاه دارد.
      این رستاخیز در فرهنگ ما مانند بسیاری از فرهنگ های دیگر، در گذر روزهای سال صورت می گیرد و با هر نوروزی رستاخیز پایان یافته، جهان و روز دیگری آفریده می شود.
 
Prometheus
 
بنابر توضیحات بالا و با دیدی کلی می­توان گفت که در شاهنامه پس از گذشت دوران پیشدادیان به عصر طلایی جمشید و سپس به عصر نقره ی فریدون می رسیم که جمعاً از آفرینش جهان به پس، فرسودگیِ دنیوی را نیز در بر دارند. به این دلیل جشن ها نیز هر چه فرسوده تر و دورتر از آن آفرینش نخستین می گردند:
 
1. جشن سده ی پیشدادیان - همان سورِ خرد و آتش نخستین است، همان روح یزدانیست که مهارشده بصورت روان می سوزد. هوشنگ آن را برپا کرد و در زمان او این جشن به فصل و یا تاریخی وابسته نبود. (جشن شب یلدا یا شب چله نیز باید در همین دوران بوجود آمده باشد.)
 
2. جشنِ نوروزِ عصرِ طلاییِ جمشید - با فصل بهار و خاموش شدن سرمای اهریمنی زمستان آغاز می شود. بزرگترین جشن سال است، اما در برابر جشن پیدایش آتش از قدمت کمتری برخوردار است، چنانکه نظامی استادانه در این بیت سروده است:
 
به نوروز جمشید و جشن سده
که نو گشتی آیین آتشکده
 
3. جشنِ مهرِگانِ عصرِ نقره­ی فریدون - در مهر ماه و هنگام برداشت محصول برزگران بوده و همچنین آسایش و رهایی از آتش سوزان تابستان. به این دلیل جشنی است پر از مهر و دوستی، چنانکه حکیم عمر خیام نیز در نوروزنامه­ی خویش در مورد مهر ماه آورده است: این ماه را از آن مهرماه گویند که مهربانی بود مردمان را بر یکدیگر، از هر چه رسیده باشد از غلّه و میوه نصیب باشد بدهند و بخورند بهم، و آفتاب در این ماه در میزان باشد، و آغاز خریف (پاییز) بود.
 
برای آگاهی هر چه بیشترِ خوانندگان، توضیحات لغت­نامه دهخدا از جشن سده را نیز در زیر می­آورم:
 
سده. (سَ دَ) اسم از سد (صد) + هاء (پسوند نسبت) به معنی منسوب به شماره سد (صد/100). درباره علت انتساب این جشن بشماره مزبور گفته های بسیار آورده اند.
      بیرونی در (التفهیم ص.257) آرد: «اما سبب نامش به سده چنان است که از او تا نوروز پنجاه روز است و پنجاه شب.» ولی وجه ی اشتقاقی که اصلی می نماید این است که جشن سده که در دهم بهمن ماه گرفته می شد درست صد روز پس از زمستان پنج ماهه بود (چه ایرانیان باستان سال را به دو بخش می کردند: تابستان هفت ماهه و زمستان پنج ماهه) و نام «سده» اشاره به گذشتن صد روز پس از آغاز زمستان است. ظاهراً این وجه تمسیه و هنگام اصلی جشن مزبور در عهد ساسانیان و مشابه تا مدتی پس از آن نیز شناخته بود، و از طرفی به واسطه ی انتقال اندرگاه (پنجه ی دزدیده) از پایان اسفند ارمذ و سیر آن در ماهها به مرور زمان و رسیدن به آخر آبان ماه فاصله ی اول آبان ماه (آغاز زمستان پنج ماهه) و دهم بهمن دیگر صد روز نبوده بلکه صدوپنجاه روز می شد. لهذا ظاهراً بعضی به حساب قهقرایی از دهم بهمن رو بجلو شمرده و برای درست کردن صد روز پنجم آبان را آغاز زمستان (قدیم) فرض کرده اند. بعضی قصور کرده اند که اصل چنین بوده است. چنانکه بیرونی در آثارالباقیه (ص. 227) آورده. رجوع کنید به "جشن سده" نشریه ی شماره ی 2 انجمن ایرانشناسی ص. 2-13. (حاشیه ی برهان قاطع تصحیح دکتر عی ذیل جشن سده).
 
دهم روز از بهمن ماه که روز جشنی و عیدی بزرگ از پارسیان بوده صدق معرب آنست و صد که دو پنجاه است پارسی است و مانند شصت که دو سی است بسین آمده گویند از آن عید تا عید نوروز پنجاه روز و پنجاه شب بود. وجه دیگر آنکه چون عدد اولاد آدم به صد رسیده بود آن را سده نام نهادند و در آن شب آتشبازی کردند و کوه های آتش از هیمه و چوب برافروختند و بعضی این جشن را به فریدون نسبت داده اند و گفته اند:
سده جشن ملوک نامدار است
ز آفریدون و از جم یادگار است (عنصری بنقل از آنندراج)
 
نام روز دهم بهمن ماه است و در این روز فارسیان عید کنند و جشن سازند و آتش بسیار افروزند و ملوک و سلاطین ایشان مرغان و جانوران صحرایی را گرفته دسته های گیاه بر پای ایشان بسته آتش در آن گیاه زنند و رها کنند تا در هوا بپرند و در صحرا بروند و همچنین آتش در کوه و صحرا زنند. گویند واضع این جشن کیومرث بوده و باعث بر این است که کیومرث را صد فرزند از اناث و ذکور بود، چون به حد رشد و تمیز رسیدند در این شب جشنی ساخت و همه را کدخدا کرد و فرمود که آتش بسیار افروختند بدان سبب آن را سده می گویند.
 
بعضی مخترع این جشن هوشنگ بن سیامک را می دانند و سبب آن در جشن سده مذکور است.
 
آبان روز از بهمن ماه و آن دهم روز بود و اندر شبش که میان روز دهم است و میان روز یازدهم آتشها زنند و به گَوز (گردو) و بادام و گرد بر گرد آن شراب خورند و لهو و شادی کنند. و نیز گروهی از آن بگذرند تا بسوزانیدن جانوران. (التفهیم ابوریحان بیرونی).
 
دهم روز از بهمن ماه که جشن مغانست. (رشیدی).
 
یکی جشن کرد آن روز و باده خورد
سده نام آن جشن فرخنده کرد
 
بهشتم بیامد ز آتشکده
چو نزدیک شد روز سده
(فردوسی)
 
جشن سده را سلطان مسعود بن محمود غزنوی نیز می گرفت. (تاریخ بیهقی، چاپ ادیب ص.450).
 
شب سده است یکی آتش بلندافروز
حق است مرسده را بر تو حق آن بگذار
 
از پی تهنیت روز نو آمد بر شاه
سده فرخ روز دهم بهمن ماه
(فرخی)
 
این جشن فرخ سده را چون طلایگان
از پیش خویشتن بفرستاد کامکار
 
آمدای سید احرار شب جشن سده
شب جشن سده را حرمت بسیار بود
 
وینک بیامده است به پنجاه روز پیش
جشن سده طلایه ی نوروز نوبهار
(منوچهری)
 
جشن سده آیین جهانار فریدون
بر شاه جهاندار فری باد همایون
(عنصری)
 
انجم به آسمان چو بمجلس شب سده
با آتش و چراغ نشسته صد انجمن
(لامعی)
 
و افریدون همان روز که ضحاک را بگرفت و ملک بر وی راست گشت جشن سده بنهاد (نوروزنامه).
 
آن شب که شب سده بود بر کویت
آتش دل من باد و چلیپا مویت
 
چون دیدمش که عید سده داشت چون مغان
آتش ز لاله برگ و چلیپا ز عنبرش
(خاقانی)
 
Seth, god Egypt
 
Roostaye Azadvar, Khorasan

Jashne Sadeh dar Azadvar

جشن سده در روستای آزادور خراسان، 1380
 
 نوشته شد توسط آرش شريف زاده عبدی در تاريخ سه شنبه ۱۰ بهمن ۱۳۸۵ پيام دوستان ( 10 )