جن
زده!
سلام « ديشب يه عده مشغول احضار روح بودند
که ناگهان يکی از اين افراد بلند شد و شروع به نا سزا گويی و فحشهای رکيک به خاله و
... شد . و در حين ناسزا گويی خود را جن معرفی ميکرد .
نهايتا با فردی از اقوام
در تماس گرفتند و آن شخص گفت فرد مزبور را به طور محکم نگه دارند تا او از انجا دعا
بخواند . صبح حال فرد مورد نظر رو به بهبودی گذاشت . می گويد فردی او را وادار به
ناسزا گويی ميکرده ...
حال سوال من اين است ..
که ۱ )با اين فرد ما چه کار
کنيم ؟
۲) آيا ممکن است بار ديگر اين اتفاق برای فرد مزبور بيافتد ؟ حتی در
حالتهای عادی ؟؟ !!
به هر حال تشکر ميکنم اگر راهنمايی ام کنی ... منتظرم
شهرام
پاسخ:
"یه عده مشغول احضار روح بودند"؟! ماجرای
جالبی است، هر چند هیچ یک از شرکت کنندگان نمی دانست دارد چکار می کند. در واقع می
توان گفت که دعاخوان تنها شخصی بود که واقعاً به این جن، روح و یا نیروی ظنی اعتقاد
داشت. به همین سبب تنها کارش هم آن بود که هر چه زودتر آن نیرو را از فضای پدیدآمده
دور کند و فضای روزمره و قابلِ اعتمادِ همیشگی را بوجود آورد.
البته این گونه بازی های کنترل نشده و
ابتدایی بی اذیت و آزار هستند و بزودی هم فراموش می شوند. به همین ترتیب موجوداتی
هم که می توان بصورت اتفاقی با آنها ارتباط پیدا کرد بی خطر هستند...
حال چگونه می توانیم این ماجرا را تجزیه و
تحلیل کنیم؟
در جوامع شلوغ و مدرن شهری در بین انسانها
یک همگراییِ فکری و هوشمندانه بوجود می آید. زندگی کردن در این فضای مشترک با انسان
های دیگر ساختمانی یکپارچه می سازد که رمز و رموز خود را دارند. وقتی یک روستایی به
شهر می آید خود را همزمان بیرون و درون فضای دیگری حس می کند. البته شناخت و تجربه
در این فضای جدید او را هم در خود حل می کند.
معمولاً موجودات ماورای طبیعی از مکانهای
شهری و شلوغ دوری می کنند و بیشتر مکان های دورافتاده و خلوت را ترجیح می دهند.
بارها و بارها شنیده ایم که در صحرا یا بر قله ی کوهی و یا در غاری به پیامبر و یا
عارفی وحی و الهام شده است. این مسائل هیچ وقت در کوچه و خیابانها رخ نمی دهد.
در فرهنگ و مذهبی که به ما تعلق دارد
اینگونه موجودات را بعنوان روح و جن های بدکاره و حتی شیطان شناسانده اند. در چنین
اجتماعی هر چیزی دارای تعریف و تفسیری ویژه است هر آنچه که مطابق با آن توصیف و
تفسیر نباشد عجیب و غریب بنظر می رسد و باید از آن دوری کرد. به این دلیل موجودات
مقدس و الهی که بیرون از این فرهنگ و ساختار فکری هستند همه به جن و شیطان تبدیل می
شوند. حال افرادی که در این جامعه باز به اینگونه شناخت ها و کنجکاوی های غیر ثبت
شده و نامعمول روی می آورند اشخاصی هستند که معمولاً در خفا و در حین مراسم مخصوصی
دست به این کار می زنند تا بیشتر توجه موجودات ماوراء الطبیعی را جلب کنند.
به نظر من با شناخت ناکاملی که انسان مدرن
نسبت به این موجودات دارد بیشتر وقت ها هم به بن بست بر می خورد و پس از چندی
کنجکاوی ناچار به دنیا و اندیشه ی همیشگیِ موجود در فرهنگ و دین خود گرایش می یابد،
چرا که این دنیا برای او قابل اعتمادتر و آشناتر است.
برای مفهوم دادن به این رویداد ها باید از
نو زیربنای تفکر خود را کاملاً تغییر داد و شناخت مجدد و ساختمان جوابگوی بهتری را
بنیان گزاری کرد که در این توضیح کوتاه نمی توان آنها را بررسی کرد. به امید اینکه
بتوانم در آینده کتاب منظمی در مورد الهیاتِ موجوداتِ فراطبیعی و سنت های از یاد
رفته تنظیم کنم که جای آن در گوشه و کنارهای ادبیات فارسی واقعاً خالی بنظر می رسد.
سد ها سال است که از اثری به این شکل در ادبیات فارسی زبانان خبری نیست.
بالاخره اگر بخواهیم بصورت جدی با این
مسائل دست و پنجه نرم کنیم راه های زیادی باید پیمود چه برسد به اینکه بخواهیم از
این روش ها بهره ببریم.
دوست جن زده ی شما هم با کمک از تکنیک
دعاخوانی دوباره به این جهان برگشت و شاید با بسته شدن دریچه ای که در آن حالت ویژه
برایش پدید آمده بود (و این بسته شدن دریچه توسط مغز، عکس العملی است طبیعی) فرد
مزبور هرگز به آن حالت ویژه باز نگردد. نگه داشتن شخص بصورت محکمی که دعاخوان توصیه
کرد یاری دهنده ی ایجاد رابطه ی است با یک مکان مشخص و رابطه با "این" جهان هستی.
برای زمینی شدن و دوری از این گونه حوادث،
فرد می تواند جلوی تلویزیون نشسته و مثلاً اخبار شب را ببیند و یا اخبار رادیو را
برای چندی گوش کند تا دوباره و کم کم به فضای معمول خود باز گردد. خاک ریختن بر سر
خود هم خوب است. یا مثلاً در سینما مشاهده می کنیم که در چنین حالتی از آب استفاده
می شود!
وقتی که دوست شما می گوید: »فردی او را
وادار به ناسزا گويی ميکرده ...« در اینجا عکس العمل ساختمان عصب و مغز او را می
بینیم که آن نیرو و موجود را بصورت فردی برای ما می آفریند تا به او مشخصات دهد و
او را تعریف کند - اما چنان به نظر می رسد که دوست شما به این مراحل پای نگذاشت. من
مطمعنم اگر مدتی پس از این ماجرا که برای ایشان پیش آمد دوباره از او سؤال شود که
چه کسی را در آن حالت دیده بود نمی تواند قطعاً پاسخ دهد و بسیار شک دارد.
اگر فرد مزبور را پیش دعاخوان و یا ملایی
ببرید، او سعی خواهد کرد تا دوست شما را از افکارش دور کند و او را به راه راست
هدایت کند. روان شناسان و مراکز علمی از روش های دیگر استفاده می کنند. در آمریکا
چهار میلیون فرد به اینکه با جهان دیگری ارتباط داشته اند بصورت آماری ثبت شده است.
امروزه دیگر روانکاوان و دکتران نمی توانند این مسائل را نادیده بگیرند و در وهله ی
نخست با مسئله جدی برخورد می کنند و علم تا حد امکان سعی دارد که با آن آشنایی پیدا
کند. به این دلیل علم هم نمی تواند تنها این مسائل را پوچ و نادیده بگیرد برای
اینکه همگی آنها برای انسان رخ می دهند. اما در اینجا باید ادیان بزرگ فرهنگی و
کتابی را هم در نظر داشت. بیشتر اوقات، خود این ادیان هستند که چنین رویداد ها را
رد می کنند، آنها را شیطانی تفسیر می کنند و ارتباط با روح یا موجودات الهی را تنها
به پیامبرانشان تعلق می دهند و بس...
... و شما نباید از آن بترسید که در حالت
عادی چنین ماجرایی برای دوستتان بوجود آید.
آرش
