کدخدا
عشق
کدبانو
(مجموعه شعر)
1382- 1380
سرودة
آرش شريف زاده عبدی
کپنهاگ – دانمارک
کدخدا - عشـــــــــــــــــــــــق - کدبانو
(مجموعه شعر)
سرودة:
آرش شريف زاده عبدی
طرح و اجرای جلد (ياخته): از
سراينده
e-mail: arash123dk@yahoo.dk
ناشر: سراينده
چاپ اول: 1382 کپنهاگ
شابک: 0-0-989699-87
ISBN: 87-989699-0-0
تقديم
به
همسرم
تَنيا
يادداشت/ ح. آلفونه
کدخدا-عشق-کدبانو شعری است عرفانی که سرايندة آن
تلاش دارد تا پيوندی بين افکار مذهبی سامی و ديد زمينی
عمر خيام ايجاد کند. گرچه زبان سراينده برای انتقال معانی از رسايي بر
خوردار نيست تا آنجا که پيش مي آيد که گاهی شعری
مفهوم خود را از دست می دهد و به وجود يک شارح
نياز مي افتد. در پاره ای از مواقع
سراينده عمداً واژه ای را بکار می گيرد در حالی که معنای ديگری از آن را می طلبد چنان که مثلاً از واژة «عشاق» معنای «به شدت عاشق بودن» را بيرون
مي کشد: «و فرهاد بس
به شيرين بود عشاق»
و يا با بازی با واژه ها نيز معانی
مورد نظر خود را اعلام می کند: «يادِ
فر, فريادِ فر, فريادِ فر بادِ سر, سر
بادِ سر, سر بادِ سر»
با اين توجه که واژة «فر» همان واژة «فره» است.
و يا «آی»
شعری است معمايي.
ساختار شعری
کار بر اساس شمارش هجاها صورت گرفته, و بصورت مثنوی قافيه
دار شده است, وزن و بحر از پيش اعلام شده ای را تعقيب نمی کند.
شايد برای
درک شعرهای اين کتاب بهتر باشد نخست کتاب «شناخت شاهنامه» (نوشته آ.
ش. عبدی) خوانده شود, چرا که چنين به نظر می رسد که سراينده
مصمم است تا در کارهايش تنها يک سيستم فکری را بيان کند که اين فکر و عقيده
شامل بينشهای عرفانی-گنوسی متأثر از سيستم فکری حروفی
و قبالايی است.
به نظر من, سی
شعری که در اين کتاب بصورت جدا جدا آورده شده, از نظر مضمون از آغاز تا
انتها يک شعر بيشتر نيست, که از «کشش» می گويد, کششی
که در اثر جدايی به وجود آمده است. شعر «غزال» بهترين نمونه است.
لازم است بگويم
که موضوع مطرح شده در اين شعر بلند را نمی توان با يک بار
خواندن دريافت, بويژه که از همان آغاز نيز نسبت به کار ديد انتقادی داشت.
اين کار را بايد چند بار خواند, زير و بم و رگ و ريشة واژه ها را به هم
پيوند زد تا به دريافت رسيد. و اين انجام شدنی نيست مگر رها شده در آرامش,
با تحمل و با تأمل ...
اما در زمينة
فکری شعر, بايد بگويم اگر چه اين شعر بلند شاعرانه ای نيست
اما شعر متفکری است بر اساس ساختارهای اساطيری که ارتباط مستقيم
با اين نوع تفکر دارد, و می توان گفت حتی با
آن آميخته نيز شده است, و با بازگشت به افسانه های ايرانی-سامی,
زن, گر چه نقش نگهدارنده را دارد اما در عين حال خود مسبب اصلی "سازندگی
در مرد است".
اين کتاب نخستين مجموعه شعری است که آرش شريف زاده
عبدی منتشر می کند, اميد آنکه کارهای
بيشتر و مهمتری از او به دست بگيريم.
فهرست
عشق
(ديباچه)......................................................................9
آی....................................................................................10
به نام او.............................................................................13
يار.....................................................................................14
ديوانه................................................................................15
خور-ماه............................................................................16
بيخانگی............................................................................18
ايزدبانو..............................................................................19
جدايی...............................................................................20
سکوت.............................................................................
21
نور
يلدا.............................................................................22
غزال.................................................................................23
آمده ام...............................................................................24
بهار...................................................................................25
داستانِ
باستان.....................................................................26
مادر..................................................................................28
ناهيد.................................................................................29
زِندان يا
زَندان...................................................................30
مسافر................................................................................31
فرياد
................................................................................32
شنيدن کی بود مانند
ديدن..................................................33
خواب...............................................................................34
دل....................................................................................35
پری...................................................................................36
آه.....................................................................................38
شکار.................................................................................39
به
يارم...............................................................................40
نَنَم-
بابام...........................................................................41
دور...................................................................................42
شهادت
بده........................................................................43
از زمين تا
هوا....................................................................44
ياقوت...............................................................................46
فر......................................................................................47
کدخدا-عشق-کدبانو
9
عشق
در
نخستين
نگاه وجود دارد.
عشق در نخستين نگاه شناخت
است.
آدم و حوا ابتدا بصورت يك جسم آفريده
و سپس به يك مرد و يک زن منشعب شدند.
جستجوی يار بشرح اين انديشه، رسيدن به آن
نيمة از دست رفته است.
10 کدخدا-عشق-کدبانو
آی
آب و آتش آفريدند آمر و آمرَه را
اين امامت الهامست امر امارَهِ ما
بندگي, با بند بيرون
بهشتي به ياد
پند و پنداشت, پيام، بر پر و پاي, پناه
تب تاريخ به تخت و تب تاريخ به تار
ثمر ثانوي ثقيل و ثنوي, ثواب
جام جان، جمع جمشيد جوان، جم شويد
چشم و چشمه، چرخ چيستاني چنان
حاجي از حجله به حج، حامي از حكم و حرم
خان و خانخانی ز خاك
داد و دريافت ز دانايي به در
ذوق ذاتي به ذهن و ذره ذره ذكور
رمل رمال به راه، رنج رنجيده
روا
زن و زندان و زمين، زر و زندوست زياد
ژن ز ژرفا به ژي ژاله ژغند
سيب سحر و ساز سامر به سخن
شهوت از شاهي به شهرداري شتافت
صوفي صبح صبور، صاحب صور صفاء
ضامن ضُجرَت و ضَحكِ
ضاحك و ضاحكه را
طاق طاغوتي به طبع طايفه، طرح طالب ز طلوع و ز طلا
ظافر از ظلم و ظهِير، ظاهر از ظهور ظهر
عطش عصر عشق، عامل علم و عمل
غافل از غصه و غُل، غرق و غايب و غلام
فر، فرا آوردة فرزانگي،
فردْ فردْ فرماندهي
قفل قلاب ز قلب و قمر و قلعه و قوم
كامِ كارِ كدخدا، ز كدبانو كمال
گام گله، ز گهواره به گور و گِل و گَرد
لُجَّهِ لُختِ لب، لحن لبخند لطيف
مي و ميخانه، ملوك و ملكه، مهر مالك، مال ماه
نفَس ناب نبي، نام و نامه ز ناخدا نوين
وفق و وحدت و وجود، ز وراء و ز ولاء
هوش هوشنگ ز هنر، همت هادم ز هبوط
ياد يابنده ز ياقوت و ز يار، يادگار
کدخدا-عشق-کدبانو
13
به نام او
به نام خدای آنکه زاده شد
به ياد بزرگان و بنده شد
به نام خدای آنکه زاده شد
به ياد بزرگان و بنده شد
به نام خدای آنکه زاده شد
به ياد بزرگان و بنده شد
14
کدخدا-عشق-کدبانو
يار
شده از عشقِ به تو, ماجراها ديده ام
رانده از عشق به تو, خوابهايي ديده ام
در ره منجمد تنهايي را بگو
در ره خاك سياه زندگاني را بگو
رَه رُباي آب و آتش حكومت به جهان كرد
در ره حفظ پيمان جهاني
حكومت كرد
کدخدا-عشق-کدبانو
15
ديوانه
عشق ديواني، تو ديوانة عشق
امر ديوك امر فرزانة عشق
ياد آن روزي كه ما در نقطه اي
جمع و جامد در فروغي جَسته اي
حال, او كِي عطشي در بر گماشت
عشق و بازي در عمل بر سر گذاشت
مرد و زن را خلايي در پيش بود
اي كه گفتند مرضي در پيش بود
عشق مرموز از كنار بنده اي
سر برآوردي ز مهرِ دنده اي
آن كه ديوانه شد ز اين جداي
اوست ديوانة ديوبند صداي
16
کدخدا-عشق-کدبانو
خور-ماه
ببين اين عشق ما در آسمان را
فلک, خورشيد و ماه, يارانمان
را
که هی شب روشن و روز هم
سياه شد
يکی از آن دگر بی خانمان شد
طلای آسمان دنبال نقره
ز مشرق تا به مغرب راه رُفته
بتابيدا به او در راهِ يارش
که شبها هم از آن نور کرد ماهش
نشد بوسه زند زر هر چه جُسته
به روی خوشگل ماه خجسته
ز اين سرنوشت هر دو چو غمناک
خدايان نقشه ای ريختند بيمناک
که آنها همدگر را از ورائی
زنند بوسه به لب در دوره هايی
ز اين کار بس که کامل شد چرخش
به سوی يکدگر کردند گردش
18
کدخدا-عشق-کدبانو
بيخانگی
گر تو بيخانه شدی هيچ مگو
راز دل را به ديوانه مگو
سر به زير و دلت بدست دوست
جز نام يارت دگر هيچ مگو
کدخدا-عشق-کدبانو
19
ايزدبانو
اي جهان، من گفتنم از راهِ دور است، راهِ دور
به تو هي آخر بگفتم،
عشق او است، عشق اوست
در جهانِ تك از او دوري مكن
در جهان, او پوست هست و خون و گوشت
گر كه گفتند از خداي آسمان
اما اين بانوي ما, وصلت ز اوست